عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

اندر احوالات این چند روزه....

سلام قند عسل ماما، امروز میخوام از اتفاقات این چند روزه برات بگم اول اینکه چهار شنبه که رفتیم بیرون برات پازل دو تیکه حیوانات خریدم، و اومدیم خونه دیدم روش نوشته 2+ ، باخودم گفتم ایرادی نداره فعلا حیووناش و باهات کار میکنم، تو این دو روز 3 تا حیوون و یاد گرفتی البته وقت نکردم بیشتر باهات کار کنم دلیلش و در ادامه میگم حیوونایی که یاد گرفتی: 1. جوجه ، البته اسمش و هنوز نمیتونی بگی و وقتی میگیم جوجو کدومه فقط با دستت نشونش میدی 2. ببعی اونم مثل بالا که توضیح دادم 3. پیشی 4. و ماهی که از عید یادته و هر جا میگیم ماهی کو نشون میدی بهمون اتفاق دوم این بود که بعد از ظهر جمعه بابایی گفت موهای ایلیا بلند ...
28 خرداد 1391

ایلیا و بازی...

سلام به همه و قنده عسل مامان، امروز میخوام از بازی هات بگم و عکساش و بذارم عزیزه مامان عاشق تاب بازیه   روزی چند بار باید سوار تابش بشه، و حتما باید شعر تاب تاب عباسی رو بلند براش بخونم، و خودشم باهام تکرار میکنه، و غیر از کلمه تا تا بقیش به صورت نا مفهومه عاشق ماشین و توپه ، و کلی با هاشون بازی میکنه عاشق تلفن و کنترل و موبایل و چیزایی از این قبیله، و بابایی هم یه کنترل و یه موبایل (گوشی مامان که خراب شده) بهش داده ولی بازم دنبال اوناییه که ما داریم جدیدا هم میره و تو چادرش میشینه و بازی میکنه عکسا در ادامه مطلب ایلیا و انتخاب اسباب بازی .....................................................
25 خرداد 1391

رابطه حروف اسم و شخصیت....

دانشمندان ژاپنی عقیده دارند که حروف اسم هر کس بر اساس این لیست بیانگر خلقیات درون انسان هاست. a = نعمت خدا b = عشق همه c = معصوم d = بااستعداد e = خوب اما شکننده f = احساسی برای دیگان g = منطقی h = ارام i = مودب j = لذت بردنی از زندگی k = قابل عاشق شدن l = بامزه m = عالی n = مغرور o = ورزشکار p = خنده رو q = باحال r = غیرقابل پیش بینی s = بااحساس t = خالص و حقیقی u = سودمند و باهوش v = عصبانی w = بی خیال x = نابغه y = لذت بردنی z = خوش مشرب جالب بود؟ ...
25 خرداد 1391

مادر...

                            من بدهکار توام ای مادر همه جانی که به من بخشیدی لحظاتی که برای امن من جنگیدی و بدهکار تو ام عمرت را روزهایی که ز من رنجیدی اشکها دزدیدی و به من خندیدی .... من بدهکار توام ای مادر ...
23 خرداد 1391